
گـَلدی بایــــــــــرام گـوزلـیم ، باده گتیر نوش ائلیاق
پوسته نــــــــی قَنده قاتیب ، دَردی فَراموش ائلیاق
تار قاوال دیـــــــر اورگین مَرهمیمُوطرِب چالالــی
عقلی باشدان بوراخیب مجلیسی مَدهـوش ائلیاق
قـارمانین نازلـــــی سَسی روح آ نوازش وِئــره لـی
شابـاشی یاغـدیــــریـبان ، مَحفیلی مَفروش ائلیاق
قَدحـیـن حـُورمتـیـنـه وَجــده گـلـیـب دیــــر اوخویاق
ساقی دَن مِی آلالی جان شیره سین نوش ائـلیاق
اَل چــالانــلار داهـــی دا مَجـلیسه شور قاتمالیدی
یِئری گلسه بیر اولوب شَمع لــــری خاموش ائلیاق
مِی نـَـن مـوسیـقـی نین اولفـتی وارهاممیبیلیر
اَجنبی گَـلسه اَگـــــــر باده نـــــی سَرپوش ائـلیاق
حافـظـین دیـوانـیـنـا عِشقه تَفائُل ، اِئـده لــــــــــی
عاشقانـــــــه غَـزلـــــــــی ذهـن ده منقوش ائلیاق
اولمویــا قَـهـر و غَـضـب ، غـالیـب اولا قـلبـیـمـیـزه
حَـددیـدن عَقل چـاشیـب ، مَحفلی پُـرجوش ائلیاق
اَلغَـرض یـازدی ( کیان ) نـَظـمـیـله حَق سوزلــرینی
یاخچی دی شُبهه سالان سوزلری مَخدوش ائـلیاق
ترجمه شعر :
رسید عیدای زیبایم باده بیار نوش کنیم
پسته را قاطی قند کنیم دردو فراموش کنیم
تار و دف هست مرهم قلبمان تا که مطرب زند
عقل را از سر رها کرده مجلس و مدهوش کنیم
صدای نازنین قارمون روح را نوازش میدهد
با شاباشها یی که میدیم فرش را مفروش کنیم
به حرمت قدح به وجد آمده شروع کنیم به خواندن
از ساقی میبگیریم و شیره جان را نوش کنیم
آنهایی که کف میزنند به مجلس شوربدهند
اگر موفعیت ایجاب کند شمعها را خاموش کنیم
میو موسیقی باهم الفت دارند همه میدانند
اجنبی اگر بیاد بادهها را سرپوش کنیم
در حالی که به دیوان حافظ تفال میکنیم
غزلهای عاشقانه را در ذهن منقوش کنیم
نکنه قهر غضب غالب بشه به قلبمان
از حدّ خود تجاوز کنیم مجلس را پر جوش کنیم
الغرض نوشت (کیان ) با نظم خود حرفهایش را
خوبست که حرفهای شبهه انداز را مخدوش کنیم