" نـدیـــر بـیـلمم غـمینئی تک سیزیـلدار بو دل زاریم
غـریـب احوالیدیـــــر یارب ، سورشمور حالـیمییاریم "
کـیـمه من یالواریــــــم بیلمم ؟ منی اوسالماسیـن دیـلـدن
الـهی سن اوزون گــورسد ، یــــــولا گلسین اوبیزاریـم
گـونـاهـه بـاتـمـیـشام شایـد ، اورگ دن سئـومیشم یاری
بودورعاشق لرین سهمی؟ یاریــــــم اولمور خـریداریم
نه دن سه آیـــریلیب گئدی ، دومانـلـیـق دا باتیب ایـتدی
غـــم هیجری دوشوب جـانـه گـئجـه گونـدوز دل آزاریـم
فـراقیندا دوزوب قـالدیـــم اورک ده اود دوتـوب یـانـدیـم
سارالمیش یاپراغـا بنزیــر سوزالمیش رنگ و رخساریم
کـونـول دن الـهامـی آلـدیــم نظیره بـیـر غــــزل یازدیـم
( کیان ) سویلور اشید یاریم ، پوزولدی نـظمِ پرگاریــم
ترجمه شعر :
نمیدانم چه غمیدارد همانند نی مینالد دل زارم
چه احوال غریبی هست نمیپرسد یارم زحالم یارم
به کی ؟ التماس کنم نمیدانم که مرا او از زبان نیاندازه
الهی خود کن همیارشاد به ره آید دمییار بیزارم
غرق گناه شده ام شاید که او را خیلی دوست میدارم
این است سهم عاشق ؟ که یارم نمیشه خریدارم ؟
از چه رو زمن جدا شد و رفت در مه گم شد !
غم جدایی اش افتاده جانم شده شب و روز دل آزارم
در فراقش صبر کردم و درآتش گرفتم سوختم
به برگ پژمرده و زرد شبیهه شده رنگ و رخسارم
از (کونول) گرفتم الهام را نظیرهای بر غزل اش نوشتم
(کیان ) میگوید بشنوای یارم که داغون شد پرگارم